به خاطر تو زیباترین شعر را خواهم گفت وقشنگترین گلهای نرگس را از باغچه ی قلبم خواهم چید وبه پایت خواهم ریخت ... ای تنها دلیل ردکردن هر دلیل و ای تنها بهانه ی آوردن هر بهانه .... دیوانه ی مهربانی توام.... ای بهترین چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیای من شدی.... پس برای من بمان و بدان که تو تنها بهانه برای بودنی .... اول یه آرزو کن بعدش شمعارو فووت کن ایشالا 100 ساله شی نه 120 ساله شی نه 120 سال کمه همیشه زنده باشی شب تولد تو ستاره ها رو تک تک به عشق تو شمردم تولدت مبارک عزیزم تولدت مبارک برات ارزوی خوشبختی و سلامتی می کنم امیدوارم به همه ی خواسته هات برسی ....
تولد تولد تولدت مبارک 
مبارک مبارک تولدت مبارک 
بدو شمعارو فوووت کن تا صد سال زنده باشی ![]()





ایشالا همیشه شاد وپیروز باشی
و
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 15:45 توسط شفیع و شمیم |

سلام
چطوریین؟
خووبین؟
خوشیین؟
.....
مثل ماهی زنده
مثل سبزه زیبا
مثل سمنو شیرین
مثل سمبل خوشبو
مثل سیب خوشرنگ
و
مثل سکه با ارزش باشییین
سال 1387 شمسی مبارک
ایشالاکه سال خوبی و شروع کنین همراه با عشق , محبت , دوستی و صمیمیت ... .
براتون ارزوی موفقیت و سلامتی می کنیم .
شاد باشین .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 21:18 توسط شفیع و شمیم |
هنوز معنای باران را نفهمیدم که بر آسمان دلم باریدی شمیم
هنوز معنای محبت را نمی دانستم که تو در کنج دلم جای دادی
نمی دانم تو را به چه چیز صفت دهم
با کدام گل سرخ جواب محبتهای تو را بدهم
هنوز معنای عشق را نمی دانستم که تو با عشق ورزیدن به من عشق را نشان دادی
وقتی قلم در دست داشتم تا به جای گل سرخ نامه ای برایت بنویسم
هیچی به ذهن نمی رسید به جز اینکه بگویم
دوستت دارم
پس فرصتی برای عاشقی من بده
سلطان قلبم
کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت
کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود
کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جز تو التیام نخواهد بخشید
کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی
سلطان قلبم
بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی
پس دستم را بگیر
والتماس دستم را بپذیر
دوستت دارم به اندازه تمام دنیا
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 22:1 توسط شفیع و شمیم |
تو بیا تا بر قرار دنیا من و تو به عشق هم بنازیم مثه ماهی توی اب دریا واسه هم قصر صدف بسازیم پشت ابرا برسه صدای خنده ی ما بره بازم بالاتر نزدیک ستاره ها جون بگیره تو قلبمون ارزوها به من امید میده حرفای شیرینت گرمیه اون بوسه های اتشینت نمی خوام از مژه هات بریزه اشکی رو شیار گونه های نازنینت دوست دارم رنگ چشاتو زنگ اهنگ صداتو زندگی شیرین با تو شفیع
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 16:30 توسط شفیع و شمیم |
نمیخواهم به جز من دوستدار دیگری باشی برای لحظه ای حتی به فکر دیگری باشی نمیخواهم صفای خنده ات را دیگری بیند نمیخواهم کسی نامش به لب های تو بنشیند نمیخواهم که نقش چهره ای در خاطرت ماند نمیخواهم نگاهی با نگاه پاکت امیزد نمیخواهم به غیر از من بگیرد دست تو دستی نمیخواهم کسی یارت شود یاد شب مستی نمیخواهم میان ما جدایی سایه اندازد نمیخواهم خیال دیگری بنیان عشق ما براندازد نمیخواهم نمیخواهم به جز من یار کس باشی گل نازم نمیخواهم نویس خاروخس باشی شمیم
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:6 توسط شفیع و شمیم |